خطای شناختی شخصی سازی

خطای شناختی شخصی سازی | مسئولیت‌پذیری افراطی

تا به‌حال برایتان پیش آمده وسط یک مهمانی، ناگهان صدای خنده‌های جمعی را بشنوید و فکر کنید حتماً به شما می‌خندند؟ یا پیام‌تان «سین» شده اما جوابی نگرفته‌اید و ده‌ها سناریوی منفی در ذهن‌تان شکل گرفته؟

 ذهن ما به‌طور مداوم در حال تفسیر و تحلیل رویدادهای اطرافمان است. گاهی اوقات، این تفسیرها می‌توانند ما را به مسیرهای اشتباه هدایت کنند. در این مقاله، به بررسی خطای شناختی شخصی سازی خواهیم پرداخت و اینکه چگونه می‌تواند بر زندگی روزمره ما تأثیر بگذارد.

آنچه در این مقاله می‌خوانیم:

  1. تعریف خطای شناختی شخصی‌ سازی
  2. شخصی‌سازی مکانیسم طبیعی مغز: ریشه‌های روانشناختی
  3. عوامل تشدیدکنندۀ شخصی‌سازی
  4. پیامدهای خطای شناختی شخصی‌سازی
  5. نمودار دایره‌ای: راهکاری عملی برای مدیریت خطای شخصی‌سازی
  6. شخصی‌سازی: یک قطعه از پازل بزرگ خطاهای شناختی
  7. ما به‌دنبال مقصر برای مشکلاتمان نیستیم

تعریف خطای شناختی شخصی‌ سازی

شخصی‌سازی یعنی کل مسئولیت یک اتفاق را تنها خودمان بر عهده بگیریم، اینکه فکر کنیم هر کلمه‌ای که دیگران میگویند یا هر عملی که انجام می‌دهند یک واکنش شخصی به ما است، حتی زمانی که شواهدی برای اثبات این افکار وجود ندارد.

Slide12

شخصی‌ سازی مکانیسم طبیعی مغز: ریشه‌های روانشناختی

شخصی‌ سازی مکانیسم دفاعی طبیعی مغز است و ریشه در ساختار مغز ما و تکامل انسان دارد. در دوران غارنشینی، هر صدا یا حرکتی می‌توانست نشانه‌ای از خطر باشد. مغز ما یاد گرفته بود که همه‌چیز را به‌صورت شخصی بگیرد تا بقا را تضمین کند. در گذشته‌های دور، توجه به خود و تفسیر رویدادها به‌عنوان تهدید یا فرصت، برای بقا ضروری بود. امروزه اما، این تمایل می‌تواند به تفسیر نادرست موقعیت‌ها منجر شود. ضمن اینکه ما به‌طور ذاتی تمایل داریم خود را مرکز جهان ببینیم و شاید یکی از دلایلی که هر رویداد را به‌طور شخصی تفسیر می‌کنیم همین باشد.

Slide8

عوامل تشدیدکنندۀ شخصی‌ سازی

فهمیدیم که شخصی‌سازی یک مکانیسم طبیعی‌ست که اجداد ما برای مقابله با تهدید‌ها و بقا استفاده میکردند، اما عواملی مانند: تجربیات گذشته، فشارهای اجتماعی و کمال‌گرایی می‌توانند این مکانیسم را تشدید کنند. در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت:

تجربیات منفی گذشته: تجربیات منفی و آسیب‌های عاطفی می‌توانند این خطا را تشدید کنند. به‌عنوان مثال، اگر فردی در گذشته تجربه نامطلوبی در یک رابطه عاطفی داشته باشد، ممکن است به‌طور ناخودآگاه هر رفتار مشابهی را به خود نسبت دهد، یا اگر فردی در گذشته به‌دلیل رفتارهایش طرد شده باشد، ممکن است هر بار که با رفتار مشابهی مواجه می‌شود، احساس طردشدگی کند.

فشارهای اجتماعی: فشارهای رسانه‌ای و اجتماعی می‌توانند انتظارات غیرواقعی از خودمان ایجاد کنند. یک پست گذاشته‌اید و کسی آن را لایک نکرده است. سریع فکر می‌کنید: «حتماً پستم بد بود» یا «کسی من رو دوست نداره». در حالی که شاید دوستانتان اصلاً آنلاین نبوده‌اند یا شاید حتی پست‌تان را ندیده‌اند.

کمال‌گرایی: افرادی که کمال‌گرا هستند، بیشتر در معرض این خطا قرار دارند زیرا همیشه به‌دنبال تأیید و پذیرش هستند. این افراد ممکن است هر بار که به هدف خود نرسند، خود را سرزنش کنند.

Slide9

پیامدهای خطای شناختی شخصی‌ سازی

شخصی‌‌سازی پیامدهای بسیاری بر روابط عاطفی، اجتماعی و سلامت روان دارد؛ در ادامه هر مورد را به تفصیل بررسی خواهیم کرد:

تأثیر بر روابط عاطفی:

تصور کنید سارا و علی زوج جوانی هستند؛ وقتی علی بعد از یک روز کاری سخت، کم‌حرف به خانه می‌آید، سارا این سکوت را به خودش ربط می‌دهد و فکر می‌کند حتماً کاری کرده که همسرش ناراحت است. سارا می‌پرسد:

– چیزی شده؟

– از من ناراحتی؟

این رفتار وسواس‌گونه، فضای امن رابطه را تهدید می‌کند. ترس از طرد شدن باعث می‌شود نتوانند صادقانه درباره مشکلات‌شان صحبت کنند، چون هر انتقاد کوچکی را به‌معنای پایان رابطه تفسیر می‌کنند. در نهایت، این چرخه معیوب به‌جای صمیمیت سالم، فاصله عاطفی ایجاد می‌کند.

تأثیر بر روابط اجتماعی:

مریم در محل کارش وقتی می‌بیند همکارانش دور هم جمع شده‌اند و می‌خندند، فوراً فکر می‌کند سوژه خنده خود اوست. این تفکر باعث می‌شود در جلسات کمتر اظهار نظر کند و در مهمانی‌های دوستانه کمتر شرکت کند. اعتمادبه‌نفسش در جمع به‌‌قدری کاهش پیدا کرده که حتی از پیشنهاد دوستی جدید هراس دارد، چون هر پاسخ منفی را به معنای بی‌ارزش بودن خودش تفسیر می‌کند. این انزوای تدریجی باعث می‌شود فرصت‌های زیادی برای دوستی‌های جدید را از دست بدهد و اضطراب اجتماعی‌اش روز به روز بیشتر شود.

تأثیر بر سلامت روان:

امیر، دانشجوی سال آخر دانشگاه، در یک امتحان نمره خوبی نمی‌گیرد و این را نشانه بی‌استعدادی خودش می‌داند. کم‌کم این خودانتقادی شدید به سایر جنبه‌های زندگی‌اش هم سرایت می‌کند. استرس دائمی ناشی از تحلیل و تفسیر هر رفتار دیگران، او را به سمت افسردگی و اضطراب سوق می‌دهد. حتی وقتی با دوستانش بیرون می‌رود، احساس تنهایی و طردشدگی می‌کند، چون مدام فکر می‌کند آنها از روی اجبار او را تحمل می‌کنند.

Slide10

نمودار دایره‌ای: راهکاری عملی برای مدیریت خطای شخصی‌ سازی

تکنیک نمودار دایره‌ای این روش کمک می‌کند تا دید جامع‌تری نسبت به موقعیت پیدا کنیم و تمام عوامل احتمالی را در نظر بگیریم. در ادامه بیشتر شرح خواهم داد. (ارزش امتحان کردنش را دارد)

  1. یک دایره بزرگ بکشید و آن را به بخش‌های مختلف تقسیم کنید؛
  2. در هر بخش، یکی از افراد یا عوامل دخیل در موقعیت را بنویسید؛
  3. برای هر بخش، میزان تأثیر و مسئولیت آن عامل را مشخص کنید؛
  4. سهم خود را در کنار سایر عوامل به طور واقع‌بینانه ارزیابی کنید.
Slide11

شخصی‌سازی؛ یک قطعه از پازل بزرگ خطاهای شناختی

خطاهای شناختی تنها به شخصی‌ سازی محدود نمی‌شوند. ذهن انسان در طول تکامل، میانبرهای فکری متعددی را برای تصمیم‌گیری سریع ایجاد کرده که گاه می‌توانند به تحریف واقعیت منجر شوند. از جمله این خطاها می‌توان به تعمیم افراطی، ذهن‌خوانی، علیت نادرست، پیشگویی، فاجعه‌سازی، برچسب‌زدن، تفکر دوقطبی، بایدها، استدلال هیجانی و شخصی‌سازی اشاره کرد.شناخت این الگوهای فکری و آگاهی از تأثیر آنها، اولین قدم در مسیر تغییر و بهبود است.

پیشنهاد مطالعه: خطای علیت نادرست چیست؟

ما به‌دنبال مقصر برای مشکلاتمان نیستیم

در شناخت و درک خطای شناختی شخصی سازی ما به‌دنبال مقصر برای مشکلاتمان نیستیم و قرار هم نیست مشکلاتمان را انکار یا به گردن فرد دیگری بیاندازیم، بلکه متناسب با هر رویداد و سهمی که داشته خودمان را مقصر می دانیم. نه کمتر و نه بیشتر. مثلا اگر  شما این نوشته را خواندید و در قسمت کامنت‌ها انتقاداتی داشتید، اگر من فکر کنم شما از شخص من انتقاد دارید قائدتا خودم را سرزنش کرده و عزت‌نفسم به‌شدت کاهش پیدا میکند. من باید به خودم یادآوری کنم که اینها از نوشته‌ای در یک وبلاگ انتقاد کرده اند نه از تو. این انتقاد شخصی نیست.

Slide13

پی‌نوشت۱: قرار نیست با خواندن این مقاله دیگر دچار شخصی‌سازی نشویم یا قادر باشیم از ایجاد این افکار ممانعت کنیم؛ چون این افکار خودآیندی هستند که از اراده انسان خارج‌اند. تمام سعی ما این است که بتوانیم به این خطای شناختی پاسخ‌های منطقی‌تری بدهیم.

پی‌نوشت۲: در بسیاری از منابع فارسی به اشتباه خطاهای شناختی را متعلق به آلبرت اِلیس میدانند، در حالیکه این نظریه متعلق به آرون تی بِک، روانپزشک آمریکایی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *