تایتل قالب


۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قدر دانستن» ثبت شده است
شش و بیست دقیقه

به ساعت نگاه کردم؛
شش و بیست دقیقه صبح بود. 
دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم. 
شش و بیست دقیقه صبح بود. 
فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول


آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.