تایتل قالب
جایی برای فراموش کردن!


پیش نوشت:ممنون از خانم جعفری (روزنوشت های یک کوالا)بابت دعوت به چالش بیست سال آینده خود را چگونه می بینید.

بیست سال بعد 39 سال خواهم داشت؛به دلیل آنکه میخواهم مسیر جدیدی برای خودم بسازم دو سال بعد هم برایم قابل بیش بینی نیست چه برسد به بیست سال بعد...

   به نظرم لازم بود قبل از این چالش،چالش دیگری وجود داشت به اسم:تا امروز چه دستاورد هایی داشته ام؟(منظورم از دستاورد ها،مهارت هایم،تجربیاتم،تلاش هایم و علی الخصوص شکست هایم؛به نظرم مهم ترین دستاورد هر شخص شکست های آن فرد است !)چگونه میتوان بدون اینکه درکی از شرایط فعلی داشت برای آینده تصمیم گرفت!لازم است قبل از اینکه از نردبان موفقیت بالا برویم بدانیم نردبان مان را به کجا تکیه داده ایم.بعلاوه قطعا تصور هر شخص از بیست سال آینده اش بر حسب شرایط فعلی آن شخص خواهد بود،برای کسی که تا این سن دستاوردخاصی به دست نیاورده است(منظوراصلی این است که کسی که فکر می کند دستاوردی ندارد،و گرنه قطعا هر کس در زندگی اش دستاورد های دارد؛حتی اگر شکست هایش باشد.) دو حالت قابل تصور است:1.آن فرد به دلیل اینکه تا آن سن تلاش خاصی نکرده است بیست سال آینده خود را در نیاز های اولیه خود خلاصه خواهد کرد،آن فرد می نویسد:در آن سن من یک اتومبیل و خانه خواهم داشت،تا آن سن ازداوج  کرده و صاحب فرزند خواهم شد.2.آن فرد به دلیل اینکه تا آن سن تلاش خاصی نکرده است بسیار افراطی تخیل پردازی خواهد کرد؛آنقدر آرمان های شاخص را بر می گزیند که تصور آن برای اطرافیانی که  با روحیات او آشنایی دارند بسیار سخت خواهد بود،آن فرد می نویسد:تا آن سن چند کتاب پرفروش خواهم نوشت،سود حاصله آن را صرف خرید سهام شرکت x خواهم کرد و...

می خواهم پویشی را شکل دهم با عنوان تا امروز چه دستاورد هایی داشته ام؟(همانطور که گفتم آن دستاوردها شامل مهارت ها،تجربیات،تلاش ها  و علی الخصوص شکست ها و هر چیز دیگری که به ذهنتان میرسد.)

اهداف: با نوشتن دستاوردهایمان علاوه بر پی بردن به نیمه تاریک وجودمان،با خواندن دستاورد های دوستانمان  قطعا بدون اغراق از تلاش هایشان لذت می بریم از شکست ها و تجربیاتشان درس می گیریم،اگر نظری درمورد آنکه بهتر شوند داشته باشیم بیان میکنیم و ...

پی نوشت اول:لطفا از دستاوردهایتان خجالت نکشید،شاید احساس کنید دستاوردی ندارید یا با یک ماه پیش فرق نکرده اید،در حالی که اینطور نیست؛چون شما یک ماه بیشتر زندگی را تجربه کرده اید و آگاه تر شده اید.به این ترتیب ناامیدی هایتان را بزدایید،تلاش را کنار نگذارید،هر چه تلاشتان آگانه تر باشد،رشد هم سریع تر خواهد بود.حتی اگر دستاورد هایتان به سه خط هم نمی رسد باز هم بنویسد چون هم به شما کمک خواهد کرد هم به ما...

پی نوشت دوم:لطفا دنبال اسمتان نگردید؛از تمام کسانی که این نوشته را می خوانند دعوت می کنم در این پویش شرکت کنند.اگروبلاگ ندارید یگ برگه آماده کنید و دستاوردهایتان را بنویسید یا اگر خواستید در قسمت نظرات بنویسید. و اگر هم وبلاگ دارید چه بهتر...

پیش نویس سوم:این پویش برای تخریب پویش بیست سال آینده تان را چگونه می بیند؟ نیست،قطعا من هم آن را خواهم نوشت البته بعد از آگاهی از دستاوردهایم...

پی نوشت چهارم:اگر نوشتید در قسمت نظرات حتما لینک بگذارید،حتما آن را خواهم خواند.

 


نظرات (۲)

  • فاطمه علی اصغرپور
    جمعه ۱۹ ارديبهشت ۹۹ , ۱۸:۳۰

    بالاخره به قولم عمل کردم و در این باره نوشتم .

    https://iamfateme.ir/1399/02/19/تا-امروز-چه-دستاورد-هایی-داشته-ام؟/

    ممنون ازتون به خاطر پویش جالبی که راه انداختین.  به شخصه برای من که خیلی کمک کننده بود :) 

     

  • هیوا جعفری
    شنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۹ , ۱۵:۰۶

    از بیست سال آینده که حرفی نزدید ولی حرکت جالبیه به نظرم 

    هرچند من دستاورد نداشتم که هیچ، به مرور دارم یه چیزایی رو هم از دست میدم، خدا رحم کنه 

    • author avatar
      مدریک ▪
      ۱۳ ارديبهشت ۹۹، ۲۰:۲۹
      دلیل اش رو در روزنوشت هام نوشتم،در این مورد هم خواهم نوشت البته بعد از آگاهی از دستاوردهام.
      کوالا دیگران دقیقا همانطور شما رو می بینن که شما خودتون می بینید؛خودتون رو دست کم نگرین!
      به دلیل اینکه قلم تون رو دوست خیلی از متن هاتون رو میخونم،و در بعضی از موارد این خود کوچیک بینی مفرط احساس میشه؛
      فراموش نکنین شما همانطور ارزش دارید که فکر می کنین،وقتی ما خودمون رو دوست نداریم چطور انتظار داریم دیگران دوسمون داشته باشن،نمی خوام نصیحت تون کنم،قطعا شما درک و فهمتون خیلی از من بیشتر،فقط یه چیزی بود که میخواستم بدونین!
      پ.ن:کوالا خطابطون می کنم،دلگیر که نمی شین؟


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.