تایتل قالب
جایی برای فراموش کردن!


یک روز درزمان های قدیم در بازار برده فروشی یک برده فروش یک برده ضعیف و لاغر برای فروش به قیمت صدسکه میزاره ویک نفرمیاد و قیمت این برده رو از برده فروش میپرسه و وقتی برده فروش میگه صدسکه اون شخص میگه ضعیف ولاغره و بیست سکه بیشتر نمی ارزه! وچه خبره صد سکه و.... برده فروش میگه این برده یه توانایی داره هرکسی که تشنش هست و تشخیص میده! اون شخص میگه به دردم نمیخوره ومیخوام چیکارو میره وافراد بعدی میانو قیمت میپرسن و برده فروش قیمت وتوانایی برده تو تشخیص برده تو افراد تشنه رو میگه وهیچکس اون برده رو نمیخریده یه نفر که اونجا بوده میگه من چند روز دیگه یه مهمونی بزرگ دارم واین برده لازمم میشه وصد سکه میده وبرده رومیخره خلاصه چند روز بعد مهمونی شروع میشه وبرده هم اونجا بوده وبعد از گذشت مدتی از زمان مهمانی یک نفرمیگه من تشنم و برده میگه این تنشنش نیست وصاحب مهمانی میگه لابد میدونه تشنش نیست خب کارش اینه! دوباره یه نفر دیگه میگه من نشنمه وبرده میگه این تشنش نیست ودوباره صاحب مهمانی باتعجب به خودش میگه خب این کارش اینه لابد اینم تشنش نیست و وقتی یه نفر ازمهمون ها میره کوزه آب وبرمیداره وآب میخوره و برده این شخص نشون میده و میگه آهان این تشنش بود.
   خواستن واقعی یعنی این که ما خودمان آن کار را انجام دهیم واز دیگران نخواهیم وبهانه و... نیاوریم .کسی که واقعا چیزی بخواهد بدون هیچ بهانه وموردی آن را بدست خواهد آورد. برای واضح ترشدن موضوع،می خواهم یک سوال بپرسم.
چه کسی موفقیت میخواهد؟
در پاسخ به این سوال اکثریت خواهید گفت؛تقریبا همه موفقیت می خواهند؛ درواقع همه موفقیت نمی خواهند، بلکه اکثریت موفقیت را دوست دارند.
همه ما میتوانیم ادعا کنیم که هدف داریم،همه ما میتوانیم ادعا کنیم که موفق هستیم.
ولی کسی که هدف دارد اینقدر سخت مشغول تلاش کردن است که فرصت ندارد ادعا کند و به همین دلیل است که تعداد افراد موفق درجهان بسیارکمتر از افراد معمولی است.

مدریک ▪ ۱۷ اسفند ۹۸ ، ۱۰:۰۴ ۰ توسعه فردی موفقیت

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.