تایتل قالب


هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر ضعیف باشم،هیچوقت فکر نمی کردم اینقدر زود در جا بزنم؛در گذشته با کتب و جملات فلسفی از گوته،بوکوفسکی،نیچه،شوپنهاور و ... وضعیت موجود را توجیه میکردم ولی دیگر فرق می کند،دیگر کارد به استخوان رسیده است.بوکوفسکی در گوشم زمزمه می کند:ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم ولی به دنبال لذت بردن می گردیم،باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن لذت بردن از رنج های است که می کشیم.ابوالخیر با تایید سخنان بوکوفسکی ادامه می دهد: هر کس در این دنیا ندارد راه انده بیهوه جو،بیهوده گو،بیهوده گرد است،ما را به رسم دیگری خوانده است معشوق،ما رهروان ... حرفهایشان را قطع کرده و ادامه می دهم:جمع کنید بساطتون رو! با این حرف های از دم برخواسته تون منو به مرز مازوخسیم کشوندید.بس کنید خواهشا...

همین طور که صدام رو انداخته بودم تو سرم،شریعتی را در گوشه ای در حال نیایش دیدم:خدایا رنج های عزیز و بزرگ و حیرت های جانکاه و عظیم ات را بر جان من بریز و شادی ها را به آدم های دمبه دار خوشحالت ببخش...دیگه نمی تونستم وضعیت موجود رو تحمل کنم،نفس جمع کردم تا با یه صدای بلند تر مغزم رو خلوت کنم که یکهو یه فرد ناشناس دست گذاشت رو شونم و آرومم کرد:پسر خوب،نفهمی خودت رو پای این و اون ننویس.مشکل تو مازوخیست و میل به درد طلبی نیست،خطای علیت نادرسته؛رشد کردن معمولا همیشه همراه با درده،ما هر موقع بخوایم رشد کنیم و از حاشیه امن مون خارج بشیم درد رو احساس می کنیم ،اما درد کشیدن به معنای رشد کردن نیست.تو به خاطر خطای شناختی علیت نادرست درد کشیدن رو با رشد کردن اشتباه می گیری...


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.