تایتل قالب


۵ مطلب با موضوع «عمومی» ثبت شده است

دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

١ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند. 
عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم میشوند. بنابراین


برای خداوند فرقی ندارد که تو برایش نماز بخوانی یا نه ! برایش روزه بگیری یا نه !
فرقی ندارد چقدر برای عزیزانش ضجه زده باشی ! اما اینها برای من و تو فرق می کند .

و این فرق زمانی شروع شد که من و تو بر سر خدایمان جدل کردیم ،من گفتم من با ایمان ترم تو گفتی من!
و فراموش کردیم که خدای هر دویمان یکی است فقط راه اتصالمان به او فرق دارد.
به راه های اتصالی یکدیگر به خدا دست نزنیم ! اجازه بدهیم هر کس به گونه ی خودش به خدایش وصل شود نه به شیوه ما!
خداوند عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت.

 


مدریک ▪ ۹۹-۲-۰۶ ۲

مدریک ▪ ۹۹-۲-۰۶ ۲


زمانی که استالین فوت کرد خروشچف جانشین او در کنگره حزب کمونیست شروع به باز گویی جنایات استالین کرد. همه حاضرین تعجب کرده بودند که چگونه یک رهبر از رهبر پیشین اینچنین تند انتقاد میکند. 

در حین سخنرانی که سالن مملو از جمعیت بود ناگهان فردی خطاب به خروشچف فریاد زد: پس تو آن زمان کجا بودی؟

سالن ساکت شد. خروشچف رو به جمعیت گفت: چه کسی این سوال را پرسید؟ هیچکس جواب نداد. دوباره گفت: کسی که این سوال را کرد بایستد، اما هیچ کس بلند نشد. خروشچف در حالی که لبخند بر لب داشت گفت: در آن زمان من جای تو نشسته بودم!


مدریک ▪ ۹۹-۱-۱۸ ۰

مدریک ▪ ۹۹-۱-۱۸ ۰


‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌

به جای خسته نباشید؛ 
بگوییم : خدا قوت

بجای دروغ نگو؛ 
بگوییم : راست میگی؟

به جای لعنت بر پدر کسی 
که اینجا آشغال بریزد؛ 
بگوییم: رحمت بر پدر 
کسی که اینجا آشغال نمی ریزد.

به جای پدرم درآمد؛ 
بگوییم : خیلی راحت نبود.

به جای بدرد من نمی خورد؛ 
بگوییم : مناسب من نیست ...

گاهی خدا آنقدر صدای 
کلماتت را دوست دارد که 
سکوت میکند تا تو بارها 
برایش حرف بزنی!


مدریک ▪ ۹۹-۱-۱۷ ۲

مدریک ▪ ۹۹-۱-۱۷ ۲


پیکان برای ما ایرانیها ، فقط یک " وسیله نقلیه" نبود همراه بی ادعای همه سفرهایمان بود. نشانه فخرفروشی نبود، کار راه انداز یک محله بود .اگر در هر کوچه، یکی دو نفر پیکان داشتند، انگار همه اهل کوچه ماشین داشتند.نیمه شب اگر بیماری بود


آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.