تایتل قالب


همیشه نوشته هایی که برای طومار می نوشتم(طومار اسم دفتر خاطراتمه) با این شعر از سعدی شروع میشد:

منت خدایی را عزوجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکر اندرش مزید نعمت.

با عرض ارادت محضر سعدی دیشب بعد از


اشتباهاتم را دوست دارم

اشتباهاتم را دوست دارم..
آن ها همان تصمیماتی هستند که خودم گرفته ام
و نتیجه اش را هر چه باشد می پذیرم
اشتباهاتم را گردن کسی نمی اندازم
می پذیرم که


اندرحکایات کمال طلبی

خیلی از اوقات که نمی خواهم بنویسم کمال طلبی است که این جدایی را ما بین
من و نوشتن برقرار می کند،فکر می کنم کمال طلبی در زندگی آسیب و صدمات
جبران ناپذیری به انسان وارد می کند.اگر بخواهم


بعضی وقت ها بیخیال باش

یک وقت‌هایی باید خودت را به "بیخیالی" بزنی!
بیخیال تمام آدم‌هایی که دوستت ندارند، بیخیال تمام کارهایی که می‌خواستی بشود اما


سندرومی به نام مارک

 ‬ اثری زیبا از Brecht Vandenbroucke که تصویرسازی‌هایش عمیق و پرمفهوم است و من خیلی کاراشو دوست دارم!
پ.ن : برای بعضی از


دکتر نیستم،اما تجویز می کنم...

دکتر نیستم...
اما برایت 10 دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را


۱ ۲ ۳ ۴ ... ۱۰ ۱۱ ۱۲

آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.