تایتل قالب


روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت آیا آن مرحوم را از نزدیک می‌شناختید؟

گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا


این روزها مانند سایر روزهایم ملقب به بلاتکلیفی است.نه سخت است و نه آسان،نه خوش میگذرد و نه بد؛اما به آینده امیدوارم؛به اتفاقاتش،تغیراتش،بلند پروازی هایش...   

امید،تنها دارایی من در این روزهای بی نوایی است.امیدی که درون مایه ی –شاید- توهم است؛از اینکه


امنیت شغلی:یک معضل،یا فرصت؟

پیش نوشت: این نوشته برای کسانی است که میخواهند از تمام قابلیت هایشان استفاده کند و هدف والایشان را فدای هیچ و پوچ نکنند،شاید برای کسانی خانه ای امن و خیالی آسوده می خواهند خوشایند نباشد.


بزرگترین راز موفقیت

مهم  ترین و بزرگترین راز موفقیت اینه که :هیـــــــــچ رازی وجـــود نداره!

+شوخی میکنی؟

+ برو بابا،ما فکر کردیم حالا چی میخوای بگی؟

اگه راز  رو  یه  چیزی تصور کنیم که


دزد آرزوی دیگران نباشیم

خیلی از ما حتى بلد نیستیم آرزو کنیم
و گاهی آرزوهایمان را هم از روی دست بقیه تقلب می‌کنیم
نگاه می‌کنیم ببینیم مردم دوست دارند کجا زندگی کنند؟
مردم دوست دارند با چجور آدمی ازدواج کنند؟ مردم عاشق کدام


۱ ۲ ۳ ... ۹ ۱۰ ۱۱

آنچه مینویسم، صرفا دیدگاه شخصی من است و نه تنها در آینده مسئولیت آن را نمی پذیرم و ممکن است دیدگاهم تغییر کند، بلکه حتی امروز هم بر صحت و دقت آن اصرار ندارم. آنچه اینجا میخوانید، بیشتر فکرهایی است که به کلمه تبدیل شده تا در آینده، بتوانم مجدد به آنها مراجعه کنم و فرصت بیشتر و بهتری را به اندیشیدن در مورد آنها اختصاص دهم.